پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۲

حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست

طفل آب و رنگ گوهر را چه می داند که چیست

نیست دست خشک را از نبض جانها آگهی

شانه آن زلف معنبر را چه می داند که چیست

غنچه هرگز عندلیبی را دهن پر زر نکرد

بی بصیرت مصرف زر را چه می داند که چیست

هر که را بر سینه عاشق نیفتاده است راه

گرمی صحرای محشر را چه می داند که چیست

هر که زیر زلف آن رخسار انور را ندید

آفتاب سایه پرور را چه می داند که چیست

پیش بلبل جای گل هرگز نمی گیرد گلاب

تشنه دیدار، کوثر را چه می داند که چیست

سطحیان را نیست از مغز حقیقت اطلاع

کف ضمیر بحر اخضر را چه می داند که چیست

طشت آتش هر که را نگذاشت بر سر آفتاب

قدر نخل سایه گستر را چه می داند که چیست

نیست آگاهی ز حال تشنگان سیراب را

خضر احوال سکندر را چه می داند که چیست

تلخرویان را نمی باشد ز خلق خوش نصیب

بحر عمان قدر عنبر را چه می داند که چیست

هر که صائب مصرعی در عمر خود موزون نکرد

درد جانکاه سخنور را چه می داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰سنگ راهی شوق را چون چشم سنگین خواب نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۱عالم اسباب غیر از پرده های خواب نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.