پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۱

دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست

دست خواب آلود، گل چیدن نمی داند که چیست

اهل غیرت را نمی باشد زبان عرض حال

نبض این بیمار، جنبیدن نمی داند که چیست

هر که از می توبه در آغاز عمر خود نکرد

در جوانی پیر گردیدن نمی داند که چیست

آشکارا سینه بر تیغ شهادت می زند

زخم عاشق آب دزدیدن نمی داند که چیست

خامه نقاش اگر گردد نسیم دلگشا

غنچه تصویر، خندیدن نمی داند که چیست

دست گستاخی نباشد عشق را در آستین

عندلیب مست، گل چیدن نمی داند که چیست

اختیار خود به دست بی قراری داده است

سیل راه بحر پرسیدن نمی داند که چیست

بس که شد افسردگی از سردی ایام عام

موی آتش دیده، پیچیدن نمی داند که چیست

می کند بی پرده هر عیبی که دارد در لباس

هر که چشم از عیب پوشیدن نمی داند که چیست

خواب حیرت را نگردد پرده غفلت حجاب

چشم خود آیینه پوشیدن نمی داند که چیست

در گذر زین عالم پر شور و شر صائب که تخم

در زمین شور بالیدن نمی داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳معنی توفیق غیر از همت مردانه چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵۰سنگ راهی شوق را چون چشم سنگین خواب نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.