پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۸

جان عاشق قدر داغ و درد می‌داند که چیست

سکه کامل عیاران مرد می‌داند که چیست

پای‌کوبان رفت ازین صحرای وحشت گردباد

قدر تنهایی بیابانگرد می‌داند که چیست

چهره زرّین گشاید آب رحم از دیده‌ها

مهر تابان قدر رنگ زرد می‌داند که چیست

خط ز راه خاکساری حسن را تسخیر کرد

رتبه افتادگی را گرد می‌داند که چیست

نه ز بی‌دردی است گر عاشق نداند قدر درد

هرکه شد بی‌درد، قدر درد می‌داند که چیست

درد جانکاه مرا دور از حضور دوستان

هرکه گردیده است بی‌همدرد می‌داند که چیست

صائب از دل زنگ ظلمت را زدودن سهل نیست

صبح صادق قدر آه سرد می‌داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳معنی توفیق غیر از همت مردانه چیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.