پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۵

حسن را در هر لباسی دیده بان در کار هست

در بساط گل ز شبنم دیده بیدار هست

نیست همت غافل از احوال دورافتادگان

بحر را در جستجو صد ابر گوهر بار هست

در خم چوگان گردون گردش ما را ببین

تا بدانی نقطه سرگردانتر از پرگار هست

صورت احوال زاهد در نقاب اولی ترست

طرفه دیوی در پس این پرده پندار هست

کو چنان چشمی که «بتْوانَد» جمال یار دید؟

من گرفتم در قیامت رخصت دیدار هست

چند روزی شکر این کوته زبانان بیش نیست

شکر ارباب سخن باقی است تا گفتار هست

غم به قدر غمگسار از چرخ نازل می شود

هست در هر جا که صندل دردسر بسیار هست

می برد اسلام غیرت بر رواج اهل کفر

در دل تسبیح چندین عقده از زنار هست

بر تو دشوارست دل زین خاکدان برداشتن

ورنه صائب طرفه گنجی زیر این دیوار هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸جان عاشق قدر داغ و درد می‌داند که چیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳معنی توفیق غیر از همت مردانه چیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.