پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۴

هر که از تن پروری در کار کاهل گشته است

دفتر ایجاد را چون فرد باطل گشته است

دست ناقابل و بال گردن و بار سرست

زحمت سر کم دهد دستی که قابل گشته است

از قساوت قابل تلقین چو خون مرده نیست

دل سیاهی کز نسیم صبح غافل گشته است

در سبکباری بود باد مراد این بحر را

کف خس و خاشاک را بسیار ساحل گشته است

قامت خم گشته را اصلاح کردن مشکل است

راست نتوان کرد دیواری که مایل گشته است

از حضور عاشقان دارد خبر در زیر تیغ

آیه رحمت به شان هر که نازل گشته است

رهنورد شوق را استادگی سنگ ره است

از سبکسیری به دریا سیل واصل گشته است

از عبادت سجده شکرست صائب طاعتم

چشم من تا آشنا با کعبه دل گشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶عالمی را از عمارت پای در گل رفته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸بی تزلزل نیست هرکس چون علم استاده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹لعل نسبت با لب یاقوت او بیجاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰در بهاران بزم عیش میکشان آماده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱خاکساری در بلندی ها رسا افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲تا ز روی آتشین او نقاب افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۳سنبل زلف از رخش تا برکنار افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.