پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱۳

چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟

تیغ خورشید درخشان زنگ هم می داشته است؟

چون صف مژگان رگ خواب جهان در دست اوست

چشم تنگی این قدر نیرنگ هم می داشته است؟

با در و دیوار در جنگ است چشم شوخ او

آدمی چندین دماغ جنگ هم می داشته است؟

از دهان تنگ او در تنگنای حیرتم

باغ جنت غنچه دلتنگ هم می داشته است؟

این قدر طاقت به دل هرگز گمان من نبود

شیشه بی ظرف جان سنگ هم می داشته است؟

دیده هر قطره ای آیینه دریانماست

این قدر کس عاشق یکرنگ هم می داشته است؟

عندلیب از پرده عشاق پا بیرون نهشت

ناله های بیخودان آهنگ هم می داشته است؟

ز اتفاق چار عنصر در بلا افتاد جان

در عقب یک صلح چندین جنگ هم می داشته است؟

نیست در فکر برون شد دل ز قید آسمان

این قدر آیینه تاب زندگی هم می داشته است؟

تنگ شکر شد جهان صائب ز شکر خنده اش

این قدر شکر دهان تنگ هم می داشته است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۱۶عالمی را از عمارت پای در گل رفته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۷نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۸بی تزلزل نیست هرکس چون علم استاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۹لعل نسبت با لب یاقوت او بیجاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۲۰در بهاران بزم عیش میکشان آماده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲۱خاکساری در بلندی ها رسا افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲۲تا ز روی آتشین او نقاب افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.