پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۶

گردش پرگار ما را حلقه مویی بس است

مرکز سرگشتگی ها خال دلجویی بس است

نیست با آیینه روی حرف ما چون طوطیان

باعث گفتار ما چشم سخنگویی بس است

بند آهن بر سبکروحان گرانی می کند

گردن باریک ما را حلقه مویی بس است

سر به صحرا می دهد شوریدگان را ناله ای

یک جهان آهوی وحشت دیده را هویی بس است

مطلب آزادگان دست از دو عالم شستن است

همچو سرو از گلستان ما را لب جویی بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۸جان روشن را جهان در چشم بینا آتش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹پرده شرم و حیا را باده ناب آتش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۰هر که چون پروانه بی باک، مست آتش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱شهپر پروانه ما را جلا در آتش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳گر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.