پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۴

از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است

نقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش است

یوسف بی عیب را پیراهنی در کار نیست

سرو سیمین از لباس عاریت عریان خوش است

از تریهای فلک بی حاصلان خون می خورند

هر که را در خاک تخمی هست با باران خوش است

غافلان را تنگنای خاک باغ دلگشاست

پای خواب آلود را با گوشه دامان خوش است

دیده آیینه از خواب پریشان فارغ است

عالم پرشور در چشم و دل حیران خوش است

نیست بزم باده را بی گریه مستی نمک

چهره گلزار خندان و هوا گریان خوش است

تلخی از دریای بی گوهر کشیدن مشکل است

گر امید وصل باشد محنت هجران خوش است

نیست صائب عاشقان را شکوه از زخم زبان

خال با خط خوشنما و چشم با مژگان خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷از پریشان خاطری دلهای حیران فارغ است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸شاخ گل را از سراپا چهره تنها نازک است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹در دل هر کس بود درد طلب در منزل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳چشم خواب آلودگان در انتظار منزل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.