پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۱

صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است

خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است

دستگاه حسرت عاشق ز وصل افزون شود

حاصل سرو از بهار خوش ثمربار دل است

بی قراران بیشتر از وصل لذت می برند

شعله تا بر خویش می جنبد شرر در منزل است

زهر جای باده می ریزد به جام دوستان

دوستی با چشم خونخوار تو زهر قاتل است

ذره ای زان حسن عالمگیر نبود بی نصیب

دیده ما در غبار، آیینه ما در گل است

شعله جواله ای هر شاخ گل را در قباست

آتشین رخساره ای هر لاله را در محمل است

کشور تدبیر را زیر و زبر سازد قضا

ورنه در ملک رضا نوشیروان عادل است

از سبکروحان به اقلیم فنا پر راه نیست

موج تا بر خویش جنبیده است محو ساحل است

دل چه می داند که قدرش چیست در دیوان عشق

یوسف نادیده مصر از قیمت خود غافل است

ارزن انجم نمی ریزد ز دستش بر زمین

از سپهر سفله روزی خواستن بی حاصل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳چشم خواب آلودگان در انتظار منزل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴سعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵با کمال قرب، از جانان دل ما غافل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶از بدن آزادی جانهای غافل مشکل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸پیش آن لب بر جگر دندان فشردن مشکل است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰خانه تن را به جان آباد کردن مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.