پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۵

با کمال قرب، از جانان دل ما غافل است

زنده از دریاست ماهی و ز دریا غافل است

آسمان سنگدل از گریه ما غافل است

گوش سنگین صدف از جوش دریا غافل است

چهره دل ترجمان رازهای عالم است

وای بر آن کس کز این آیینه سیما غافل است

چشم ظاهربین به کنه روح نتواند رسید

سوزن دجال چشم از حال عیسی غافل است

جان چه می داند اجل کی حلقه بر در می زند

از سفر کردن شرر در سنگ خارا غافل است

محو دنیا را به گرد دل نگردد یاد مرگ

از معلم طفل هنگام تماشا غافل است

هند چون دنیای غدارست و ایران آخرت

هر که نفرستد به عقبی، مال دنیا غافل است

گر سبو از تنگدستی راه احسان بسته است

خم چرا از ساغر لب تشنه ما غافل است؟

دام ها در خاک از چشم غزالان کرده است

گر به ظاهر لیلی از مجنون شیدا غافل است

مرکز پرگار حیرانی است در آغوش گل

شبنمی کز آفتاب عالم آرا غافل است

نیست غیر از بیخودی صائب فضایی در جهان

وای بر آن کس کز این دامان صحرا غافل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸پیش آن لب بر جگر دندان فشردن مشکل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰خانه تن را به جان آباد کردن مشکل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲داستان شوق را تحریر کردن مشکل است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳هرزه گو را خامش از تقریر کردن مشکل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۴عندلیب مست را خاموش کردن مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.