پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۴

سعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل است

آنچه نتوان برد با خود، جمع آن بی حاصل است

نیل چشم زخم می باید سعادتمند را

شکوه کردن ای هما از استخوان بی حاصل است

می نماید هر چه هست آیینه از زیبا و زشت

خودستایی در حضور عارفان بی حاصل است

خاک در چشم توقع زن که در ایام ما

دولت بیدار چون خواب گران بی حاصل است

دانه از خاک فراموشان نمی آید برون

گریه کردن بر مزار رفتگان بی حاصل است

حاصلی جز بار دل نتوان ز سرو و بید یافت

عرض حاجت پیش این بی حاصلان بی حاصل است

چشم ریزش داشتن از چرخ مینایی خطاست

پیش ابر خشک وا کردن دهان بی حاصل است

نیست ممکن چرخ کجرو راست گردد با کسی

راستی چون تیر جستن از کمان بی حاصل است

حق شناسان بی نیازند از دلیل و رهنما

چون شود منزل عیان، سنگ نشان بی حاصل است

وقت خط سبز صائب غافل از خوبان مشو

در بهاران تن زدن در آشیان بی حاصل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶از بدن آزادی جانهای غافل مشکل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸پیش آن لب بر جگر دندان فشردن مشکل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰خانه تن را به جان آباد کردن مشکل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲داستان شوق را تحریر کردن مشکل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳هرزه گو را خامش از تقریر کردن مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.