پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۷

از تن خاکی به جد و جهد رستن مشکل است

رشته جان را به زور خود گسستن مشکل است

رستمی باید که بیژن را برون آرد ز چاه

بی کمند جذبه از دنیا گسستن مشکل است

در تنور سرد خودداری نمی آید ز نان

درد و داغ عشق را بر خویش بستن مشکل است

بی دل روشن خداجویی خیال باطلی است

این گهر را با چراغ مرده جستن مشکل است

در جهان آفرینش ذره ای بیکار نیست

در چنین هنگامه ای فارغ نشستن مشکل است

زندگی چون گشت از قد دو تا پا در رکاب

از سرانجام سفر غافل نشستن مشکل است

از فضای حق مشو غافل که با این مشت خاک

پیش این سیلاب بی زنهار بستن مشکل است

تا نباشد آتشی در زیر پایت چون سپند

صائب از هنگامه ایجاد جستن مشکل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳۰خانه تن را به جان آباد کردن مشکل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲داستان شوق را تحریر کردن مشکل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳هرزه گو را خامش از تقریر کردن مشکل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۴عندلیب مست را خاموش کردن مشکل است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۵با لب خاموش حفظ آه کردن مشکل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۶دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.