پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۰

هر که چون پروانه بی باک، مست آتش است

هر کجا پر می زند بر روی دست آتش است

ربط ما با داغ عالمسوز عشق امروز نیست

سالها شد این سمندر شیر مست آتش است

نیست حسن و عشق را از هم جدایی جز به نام

هر که بر پروانه خندد در شکست آتش است

نفس اگر بر عقل غالب شد، همان مغلوب اوست

دود بر آتش سوار و زیر دست آتش است

مصرع صائب جگرسوزست چون تیر شهاب

این خدنگ گرمرو، گویا ز شست آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳گر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷از پریشان خاطری دلهای حیران فارغ است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸شاخ گل را از سراپا چهره تنها نازک است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹در دل هر کس بود درد طلب در منزل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.