پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۱

شهپر پروانه ما را جلا در آتش است

صیقل آیینه تاریک ما در آتش است

گرم رفتاران نمی بینند زیر پای خویش

گر به آب خضر افتد راه ما در آتش است

عارفان از قهر بیش از لطف می یابند فیض

بر خلیل الله باغ دلگشا در آتش است

وای بر من کز فروغ گوهر یکتای او

نعل هر موجی درین دریا جدا در آتش است

خون گرم ما شهیدان را چسان پامال ساخت؟

پای سیمینی که از رنگ حنا در آتش است

شد نهان از دیده ها تا گوشه ابرو نمود

نعل ماه نو نمی دانم کجا در آتش است

برنیاید خارخار از طینت ماهی به فلس

غوطه گر در زر زند، حرص گدا در آتش است

آتش و پنبه است با هم صحبت آهن دلان

نعل تیغ کج ازان گلگون قبا در آتش است

بس که از خوبی گلوسوزست سر تا پای او

دل ز حیران نمی داند کجا در آتش است

آرزوها در کهنسالی دو بالا می شود

نعل حرص پیر از قد دو تا در آتش است

می پرد چشم سبک مغزان پی دنیای پوچ

از برای برگ کاهی کهربا در آتش است

شوق، صائب می شود افتادگان را بال و پر

در بیابان طلب هر نقش پا در آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳گر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷از پریشان خاطری دلهای حیران فارغ است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸شاخ گل را از سراپا چهره تنها نازک است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹در دل هر کس بود درد طلب در منزل است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.