پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۷

گرچه در دفع کدورت هر نوایی دلکش است

در میان سازها، نی تیر روی ترکش است

گر برآرد عشق دود از عقل، جای رحم نیست

خانه زنبور کافر مستحق آتش است

رزق خاموشان شود اکثر معانی لطیف

کوزه سربسته را قسمت شراب بی غش است

هیچ رنگی نیست در آتش نباشد نعل او

در میان رنگ ها زردی طلای بی غش است

حسن چون مستور باشد عشق زندانی بود

عشق عالمسوز گردد یار چون لولی وش است

روز دعوی در صف زورین کمانان سخن

مصرع برجسته صائب تیر روی ترکش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰۹پرده شرم و حیا را باده ناب آتش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۰هر که چون پروانه بی باک، مست آتش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۱شهپر پروانه ما را جلا در آتش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۲با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱۳گر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱۴از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱۵عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.