پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۸

عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته است

راست پنداری ز رویش عید، عیدی خواسته است

گر جمال عید، عالم را بیاراید رواست

عید را باری جمال روی او آراسته است

خاک راه از بوی زلفش پر نسیمِ عنبر است

چشم خلق از نور رویش بر مهِ ناکاسته است

فتنه‌ای از حسن او در تعبیه ره یافته است

نوحه ای از عشق او از عیدگه برخاسته است

سرو و باغ و باغبان از قامت او طیره‌ اند

گویی او را باغبان مجد دین پیراسته است

سید مشرق که از بخشیده و انعام اوست

هر چه اندر مشرق و مغرب نعیم و خواسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰چون زلف تو بی قرارم از عشقت
  2. شمارهٔ ۱۱بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده است
  3. شمارهٔ ۱۲آن باده را که گونه بیجاده آمده است
  4. شمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزاید
  5. شمارهٔ ۱۴می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
  6. شمارهٔ ۱۵گرچه رخش همیشه حکایت ز مه کند
  7. شمارهٔ ۱۶هر که معشوق محتشم دارد
  8. شمارهٔ ۱۷آن عهد و وفای ما کجا شد
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.