پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۹

زبس گل که در باغ ماوی گرفت

چمن رنگ ارژنگ مانی گرفت

صبا نافهٔ مشک تبت نداشت

جهان بوی مشک از چه معنی گرفت؟

مگر چشم مجنون به ابر اندر است

که گل رنگ رخسار لیلی گرفت

رخ سوسن سیم‌سیما ز نور

مثال کف دست موسی گرفت

سر نرگس تازه از زر و سیم

نشان سر تاج کسری گرفت

چو رهبان شد اندر لباس کبود

بنفشه مگر دین عیسی گرفت

به مَی ماند اندر عقیقین قدح

سرشکی که در لاله ماوی گرفت

قدح گیر یک چند و دنیا مگیر

که بدبخت شد هر که دنیی گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده است
  2. شمارهٔ ۱۲آن باده را که گونه بیجاده آمده است
  3. شمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزاید
  4. شمارهٔ ۱۴می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
  5. شمارهٔ ۱۵گرچه رخش همیشه حکایت ز مه کند
  6. شمارهٔ ۱۶هر که معشوق محتشم دارد
  7. شمارهٔ ۱۷آن عهد و وفای ما کجا شد
  8. شمارهٔ ۱۸دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.