پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

هر که معشوق محتشم دارد

دلبر و کام دل به هم دارد

روی نیکوش محتشم کرده است

کار معشوق محتشم دارد

زلف جادوش صبر من بر بود

زلف او جادویی چه کم دارد

روی چون چشم او دژم دارم

زلف چون پشت من به خم دارد

در من و حال من نگه نکند

از تکبر که آن صنم دارد

نکشم سر ز خط خدمت او

گرچه بر من سر ستم دارد

آتش اندر دلم زدست غمش

دل او را از این چه غم دارد

چشم من پرنم است از آتش عشق

عجب است آتشی که نم دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
  2. شمارهٔ ۱۹چشم من بی روی تو روشن مباد
  3. شمارهٔ ۲۰دلم بی روی تو خرم نباشد
  4. شمارهٔ ۲۱دل من بی تو حکایت ز دهان تو کند
  5. شمارهٔ ۲۲با من دلت آشنا نمی گردد
  6. شمارهٔ ۲۳ای از بنفشه زلف تو پر پیچ و تاب تر
  7. شمارهٔ ۲۴هر گه که گل لعل بخندد به چمن بر
  8. شمارهٔ ۲۵ای دو لب تو ز شهد خوشتر
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.