پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

آن عهد و وفای ما کجا شد

از هر دو دلت چرا جدا شد

دی عادت تو همه وفا بود

امروز چرا همه جفا شد

بر لشکر حسن، پادشاهی

چونین شود آنکه پادشا شد

تا تو بشدی بشد قرارم

معلوم نمی شود کجا شد

هجران تو دشت کربلا بود

زو حصه من همه بلا شد

وز خون دو دیده، رویم اینک

چون حلق شهید کربلا شد

زین گونه شود که من شدستم

هر دل که به عشق مبتلا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹چشم من بی روی تو روشن مباد
  2. شمارهٔ ۲۰دلم بی روی تو خرم نباشد
  3. شمارهٔ ۲۱دل من بی تو حکایت ز دهان تو کند
  4. شمارهٔ ۲۲با من دلت آشنا نمی گردد
  5. شمارهٔ ۲۳ای از بنفشه زلف تو پر پیچ و تاب تر
  6. شمارهٔ ۲۴هر گه که گل لعل بخندد به چمن بر
  7. شمارهٔ ۲۵ای دو لب تو ز شهد خوشتر
  8. شمارهٔ ۲۶همه مقصود ما شد راست امروز
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.