پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

باد سحری طرب فزاید

غم از دل غمکشان زداید

بادی که به صبحدم برآید

بی باده مرا طرب فزاید

دل در بر من بدو شتابد

جان در تن من بدو گراید

گر جان برمش به هدیه زیبد

ور دل دهمش به تحفه شاید

زان باد بود مرا گشایش

کز زلف بتم گره گشاید

فارغ شود از زیارت او

وانگه به زیارت من آید

بی بوسهٔ او که جان فروزد

بی چهره او که دل رباید

دل در بر من همی نماند

جان در تن من همی نپاید

بادست به دست من که بی دوست

طبعم همه باد را ستاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵گرچه رخش همیشه حکایت ز مه کند
  2. شمارهٔ ۱۶هر که معشوق محتشم دارد
  3. شمارهٔ ۱۷آن عهد و وفای ما کجا شد
  4. شمارهٔ ۱۸دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
  5. شمارهٔ ۱۹چشم من بی روی تو روشن مباد
  6. شمارهٔ ۲۰دلم بی روی تو خرم نباشد
  7. شمارهٔ ۲۱دل من بی تو حکایت ز دهان تو کند
  8. شمارهٔ ۲۲با من دلت آشنا نمی گردد
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.