پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده است

آتش عشق آن مه خرمن زده در من زده است

نام من در عشق او گشته است خرمن سوخته

تا سر زلفش ز عنبر گرد مه خرمن زده است

کوته است از دامن عقل و صبوری دست من

تا مرا سودای آن مه دست در دامن زده است

عشق شورانگیز او زد راه دین و دل مرا

گرچه او را دوست خواندم زخم چون دشمن زده است

پیش تیر عشق او از صبر جوشن ساختم

روز صبرم تیره شد تا تیر بر جوشن زده است

دیده ام روشن به رویش بود و اکنون باد سرد

خاک نومیدی مرا در دیده روشن زده است

گرچه هر دم زان دل بی رحم او آهی زنم

رحم ناید در دلش گویی دل از آهن زده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزاید
  2. شمارهٔ ۱۴می خوارگان که باده ز رطل گران خورند
  3. شمارهٔ ۱۵گرچه رخش همیشه حکایت ز مه کند
  4. شمارهٔ ۱۶هر که معشوق محتشم دارد
  5. شمارهٔ ۱۷آن عهد و وفای ما کجا شد
  6. شمارهٔ ۱۸دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
  7. شمارهٔ ۱۹چشم من بی روی تو روشن مباد
  8. شمارهٔ ۲۰دلم بی روی تو خرم نباشد
همه‌ی غزلیات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.