پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

بهشت است آن ندانم یا بهار است

غلط کردم غلط، دیدار یار است

هلاک آن تنم کز نازنینی

زمین و آسمانش زیر بار است

مرا گوئی چرا شوریده شکلی

شراب است و بهار است و نگار است

مرا ویران دلی و جلوهٔ او

هزار اندر هزار اندر هزار است

بناکامی خوشم یا رب که آنچه

بکام من نگردد، روزگار است

رضی گویی میان کشتگان کیست

شهیدان تو را شمع مزار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱چشم من چون به روی او باز است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲مهر بر روی یار باخته رنگ است
  3. غزل شمارهٔ ۱۳چو در دور لبش تقوی حرام است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵نه پر ز خون جگرم از سپهر مینائی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶مرا در دل غم جانانه‌ای هست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷در خاطر آنشوخ مگر ناله اثر داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸شورت در سر خمار نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.