پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱ - رسوای دل

هم چو نی می نالم از سودای دل

آتشی در سینه دارم جای دل

من که با هر داغ پیدا ساختم

سوختم، سوختم از داغ ناپیدای دل

دل اگر از من گریزد وای من، وای من، وای من

غم اگر از دل گریزد وای دل، وای دل، وای وای دل

ما ز رسوایی بلندآوازه‌ایم

نامور شد هرکه شد، هرکه شد رسوای دل

در میان اشک نومیدی رهی

خندم از خندم از امیدواری‌های دل

وای، دل

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۳ - دامن عاشقتا دامن از من کشیدی
  2. شمارهٔ ۴ - تو را خواهمنه راحت از فلک جویم
  3. شمارهٔ ۵ - رسم یارینداند نداند نداند رسم یاری بی وفا یاری (که من دارم که من دارم)
  4. شمارهٔ ۶ - گلبرگز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارم
  5. شمارهٔ ۷ - ندامت عاشقدل زودباورم را به کرشمه ای ربودی
  6. شمارهٔ ۸ - بوی عاشقدر پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
  7. شمارهٔ ۹ - آتش جانچون زلف توام جانا
  8. شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشقگه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.