پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد دوم

بی‌سرانجام

مرغ خونین ترانه را مانم

صید بی‌آب و دانه را مانم

آتشینم ولیک بی‌اثرم

ناله عاشقانه را مانم

نه سرانجامی و نه آرامی

مرغ بی‌آشیانه را مانم

هدف تیر فتنه‌ام همه عمر

پای بر جا نشانه را مانم

با کسم در زمانه الفت نیست

که نه اهل زمانه را مانم

خاکساری بلند قدرم کرد

خاک آن آستانه را مانم

بگذرم زین کبود خیمه رهی

تیر آه شبانه را مانم

ادامه‌ی غزلها - جلد دوم

  1. مهتابما نقد عافیت به می ناب داده‌ایم
  2. لبخند صبحدمگر شود آن روی روشن جلوه‌گر هنگام صبح
  3. ناآشناما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
  4. گریزانچرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟
  5. خنده برقسزای چون تو گلی گرچه نیست خانه ما
  6. مردم‌فریبشب یار من تب است و غم سینه‌سوز هم
  7. هوسناکدر چمن چون شاخ گل نازک‌تنی افتاده است
  8. کوی می‌فروشما نظر از خرقه‌پوشان بسته‌ایم
همه‌ی غزلها - جلد دوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.