پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد دوم

کوکب امید

ای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟

وی چشمه حیات لب نوش کیستی؟

از جلوهٔ تو سینه چو گل چاک شد مرا

ای خرمن شکوفه! بر و دوش کیستی؟

همچون هلال بهر تو آغوش من تهی است

ای کوکب امید در آغوش کیستی؟

مهر منیر را نبود جامهٔ سیاه

ای آفتاب حسن سیه پوش کیستی؟

امشب کمند زلف ترا تاب دیگری است

ای فتنه در کمین دل و هوش کیستی؟

ما لاله‌سان ز داغ تو نوشیم خون دل

تو همچو گل حریف قدح‌نوش کیستی؟

ای عندلیب گلشن شعر و ادب رهی

نالان به یاد غنچه خاموش کیستی؟

ادامه‌ی غزلها - جلد دوم

  1. شعله سرکشلاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد
  2. مهتابما نقد عافیت به می ناب داده‌ایم
  3. لبخند صبحدمگر شود آن روی روشن جلوه‌گر هنگام صبح
  4. ناآشناما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
  5. گریزانچرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟
  6. خنده برقسزای چون تو گلی گرچه نیست خانه ما
  7. مردم‌فریبشب یار من تب است و غم سینه‌سوز هم
  8. هوسناکدر چمن چون شاخ گل نازک‌تنی افتاده است
همه‌ی غزلها - جلد دوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.