پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد دوم

شعله سرکش

لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد

شعله دیدم سرکشی‌های توام آمد به یاد

سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند

روی و موی مجلس‌آرای توام آمد به یاد

بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم

لرزش زلف سمن‌سای توام آمد به یاد

در چمن پروانه‌ای آمد ولی ننشسته رفت

با حریفان قهر بی‌جای توام آمد به یاد

از بر صیدافکنی آهوی سرمستی رمید

اجتناب رغبت‌افزای توام آمد به یاد

پای سروی جویباری زاری از حد برده بود

های‌های گریه در پای توام آمد به یاد

شهر پرهنگامه از دیوانه‌ای دیدم رهی

از تو و دیوانگی‌های توام آمد به یاد

ادامه‌ی غزلها - جلد دوم

  1. لبخند صبحدمگر شود آن روی روشن جلوه‌گر هنگام صبح
  2. ناآشناما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
  3. گریزانچرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟
  4. خنده برقسزای چون تو گلی گرچه نیست خانه ما
  5. مردم‌فریبشب یار من تب است و غم سینه‌سوز هم
  6. هوسناکدر چمن چون شاخ گل نازک‌تنی افتاده است
  7. کوی می‌فروشما نظر از خرقه‌پوشان بسته‌ایم
  8. خاک شیرازچون شفق گرچه مرا باده ز خون جگر است
همه‌ی غزلها - جلد دوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.