پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد دوم

کوی می‌فروش

ما نظر از خرقه‌پوشان بسته‌ایم

دل به مهر باده‌نوشان بسته‌ایم

جان به کوی میْ‌فروشان داده‌ایم

در به روی خودفروشان بسته‌ایم

بحر طوفان‌زا دل پرجوش ماست

دیده از دریای جوشان بسته‌ایم

اشک غم در دل فرو ریزیم ما

راه بر سیل خروشان بسته‌ایم

برنخیزد ناله‌ای از ما رهی

عهد الفت با خموشان بسته‌ایم

ادامه‌ی غزلها - جلد دوم

  1. گیسوی شبشب این سر گیسوی ندارد که تو داری
  2. وفای شمعمردم از درد و نمی‌آیی به بالینم هنوز
  3. شب‌زنده‌دارخاطر بی‌آرزو از رنج یار آسوده است
همه‌ی غزلها - جلد دوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.