پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد دوم

سایه آرمیده

لاله داغدیده را مانم

کشت آفت رسیده را مانم

دست تقدیر از تو دورم کرد

گل از شاخ چیده را مانم

نتوان بر گرفتنم از خاک

اشک از رخ چکیده را مانم

پیش خوبانم اعتباری نیست

جنس ارزان خریده را مانم

برق آفت در انتظار من است

سبزه نو دمیده را مانم

تو غزال رمیده را مانی

من کمان خمیده را مانم

به من افتادگی صفا بخشید

سایه آرمیده را مانم

در نهادم سیاهکاری نیست

پرتو افشان سپیده را مانم

گفتمش ای پری که را مانی؟

گفت : بخت رمیده را مانم

دلم از داغ او گداخت رهی

لاله داغدیده را مانم

ادامه‌ی غزلها - جلد دوم

  1. سودازدهآن که سودازده چشم تو بوده است منم
  2. پایان شبرفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوز
  3. باران صبحگاهیاشک سحر زداید از لوح دل سیاهی
  4. عمر نرگسآتشین‌خوی مرا پاس دل من نیست نیست
  5. سراب آرزودل من ز تابناکی به شراب ناب ماند
  6. از خود رمیدهچو گل ز دست تو جیب دریده‌ای دارم
  7. ستاره خندانبه گوش هم‌نفسان آتشین سرودم من
  8. کوکب امیدای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟
همه‌ی غزلها - جلد دوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.