پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸

باید که مال دنیا مسمار دل نباشد

کین مارها که بینی، جز مار دل نباشد

بیمار جهل گردد روزی هزار نوبت

از عقل اگر زمانی تیمار دل نباشد

وقتی که حرص و شهوت خواری کنند بر دل

آه! ار عنایت او غم خوار دل نباشد

سودی ندارد از کس یاری نمودن دل

نور هدایت او تا یار دل نباشد

نزد خداپرستان دانی که: چیست طاعت؟

آن سیرتی که در وی آزار دل نباشد

یک بار اگر ببینی دل را، یقین بدانی

کین آبگینه هرگز در بار دل نباشد

بر قول اوحدی کن گوش، ار نجات خواهی

زیرا که قول او جز مسمار دل نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰رنگین‌تر از رخ تو گل در چمن نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱سر عشق از خرد برون باشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲بیدلان را چاره از روی دلارامی نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۳هر نقش که پیش آید گویم: مگر او باشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۵دوشت به خواب دیدم، تعبیر این چه باشد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶آن کس که دلیش بوده باشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.