پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶

چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد

آتش هجران تو جز جگرم خون نکرد

نیست کسی در جهان کش چو من شیفته

زلف چو مفتول تو عاشق و مفتون نکرد

سر و چمن، گر چه هست تازه، ولی همچو تو

نکتهٔ شیرین نگفت، شیوهٔ موزون نکرد

درد نهان مرا هیچ علاجی نبود

عقرب زلف ترا هیچ کس افسون نکرد

زخم که من می‌خورم، سینهٔ رامین نخورد

گریه که من می‌کنم، دیدهٔ مجنون نکرد

عاشق صادق کسیست کو سخن و سر تو

تن‌زد و باکس نگفت، خون شد و بیرون نکرد

روز نشد هیچ شب کاوحدی از هجر تو

نعره دگر سان نداشت، ناله دگرگون نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸دلم جز تو آهنگ یاری نکرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴هر کس که در محبت او دم برآورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵سوز تو شبی بسازم آورد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.