پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی

عبید زاکانی

مقطعات

۲۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - در حل فال گوید چون ز بهر فال بگشائی کتاب
  2. شمارهٔ ۲ - در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق سلطان تاج‌بخش جهاندار امیر شیخ
  3. شمارهٔ ۳ - در شکایت از قرض مرا قرض هست و دگر هیچ نیست
  4. شمارهٔ ۴ - در مدح رکن‌الدین عمیدالملک وزیر خدایگان جهان رکن دین عمیدالملک
  5. شمارهٔ ۵ - ایضا در مدح همو صاحبقران و صاحب دیوان عمید ملک
  6. شمارهٔ ۶ - ایضا در مدح همو ای جوانبخت وزیری که کند افسر سر
  7. شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا نماند هیچ کریمی که پای خاطر من
  8. شمارهٔ ۸ - در کنایه به کسی در علم حساب ار زانک رای تو تبه باشد
  9. شمارهٔ ۹ - در حسرت بر عمر گذشته به نای و نی همه عمرم گذشت و می‌گفتم
  10. شمارهٔ ۱۰ - در عبرت ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن
  11. شمارهٔ ۱۱ - در تعریض آنکه گردون فراشت و انجم کرد
  12. شمارهٔ ۱۲ - در تزکیهٔ نفس خود عبید این حرص مال و جاه تاکی
  13. شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق بفیروزی در این قصر همایون
  14. شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما
  15. شمارهٔ ۱۵ - در مناجات گوید چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف
  16. شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض
  17. شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گوید وای بر من که روز شب شده‌ام
  18. شمارهٔ ۱۸ - در وصف معشوقه گوید زهی لعل لب نازک میانت
  19. شمارهٔ ۱۹ - در وصف ایوان سلطانی گوید چه خوش باشد در این فرخنده ایوان
  20. شمارهٔ ۲۰ - در نصیحت ای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه
  21. شمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید بیش از این از ملک هر سالی مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ - در حسرت بی پولی گوید ای اقچه گرد روی کانی
  23. شمارهٔ ۲۳ - در وصف کاخ سلطانی گوید نشستن با نشاط و کامرانی
  24. شمارهٔ ۲۴ - در وصف قلعهٔ دارالامان کرمان گوید حریم قلعهٔ دارالامان که در عالم
  25. شمارهٔ ۲۵ - در مناجات گوید به وضع مطایبه خدایا دارم از لطف تو امید

متن اشعار به نقل از گنجور.