پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

مقطعات

شمارهٔ ۱۵ - در مناجات گوید

چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف

وز بسی نعمت نهادی بر من مسکین سپاس

اندر آن دنیا عزیزم دار زیرا گفته‌اند

« خوش نباشد جامه نیمی اطلس و نیمی پلاس

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گویدوای بر من که روز شب شده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۸ - در وصف معشوقه گویدزهی لعل لب نازک میانت
  3. شمارهٔ ۱۹ - در وصف ایوان سلطانی گویدچه خوش باشد در این فرخنده ایوان
  4. شمارهٔ ۲۰ - در نصیحتای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه
  5. شمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گویدبیش از این از ملک هر سالی مرا
  6. شمارهٔ ۲۲ - در حسرت بی پولی گویدای اقچه گرد روی کانی
  7. شمارهٔ ۲۳ - در وصف کاخ سلطانی گویدنشستن با نشاط و کامرانی
  8. شمارهٔ ۲۴ - در وصف قلعهٔ دارالامان کرمان گویدحریم قلعهٔ دارالامان که در عالم
همه‌ی مقطعات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.