پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

مقطعات

شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید

چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما

« بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»

دست در دامن می زن که از این پس همه روز

« خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار »

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گویدمردم به عیش و شادی و من در بلای قرض
  2. شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گویدوای بر من که روز شب شده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۸ - در وصف معشوقه گویدزهی لعل لب نازک میانت
  4. شمارهٔ ۱۹ - در وصف ایوان سلطانی گویدچه خوش باشد در این فرخنده ایوان
  5. شمارهٔ ۲۰ - در نصیحتای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه
  6. شمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گویدبیش از این از ملک هر سالی مرا
  7. شمارهٔ ۲۲ - در حسرت بی پولی گویدای اقچه گرد روی کانی
  8. شمارهٔ ۲۳ - در وصف کاخ سلطانی گویدنشستن با نشاط و کامرانی
همه‌ی مقطعات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.