پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

رباعیات

۱۱۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ کفر از سر زلفین تو در عین حق است
  2. شمارهٔ ۶۲ بیداد ز عقل و خرد و هوش و دل است
  3. شمارهٔ ۶۳ تشنیع که می زنند بر من چهار است
  4. شمارهٔ ۶۴ خودبین چه کند چون نظرش کوتاه است
  5. شمارهٔ ۶۵ در هر دوری عاشق و معشوقی هست
  6. شمارهٔ ۶۶ گویند به من که چونی و حالت چیست
  7. شمارهٔ ۶۷ بس خلق که بر آمده (و) رفته گریست
  8. شمارهٔ ۶۸ من مستم و مستی من از بی خبریست
  9. شمارهٔ ۶۹ دیر آمد و زود برفت و ما را بگذاشت
  10. شمارهٔ ۷۰ جل صبح خمیر خاک آدم که سرشت
  11. شمارهٔ ۷۱ زان طایفه نیستم که نازم به بهشت
  12. شمارهٔ ۷۲ ای مطلع آفتاب رخشان، رایت
  13. شمارهٔ ۷۳ ایزد به تو زینت جهانبانی داد
  14. شمارهٔ ۷۴ هر دم زدنی فلک دگرگون گردد
  15. شمارهٔ ۷۵ هر لحظه دمم غمت فرو می‌بندد
  16. شمارهٔ ۷۶ هر کز تو برید، کی کجا پیوندد؟
  17. شمارهٔ ۷۷ ما را غم تو زیر و زبر می دارد
  18. شمارهٔ ۷۸ ای شمس سرت میل به پستی دارد
  19. شمارهٔ ۷۹ جانست شراب ترک جان نتوان کرد
  20. شمارهٔ ۸۰ گر عزم شرایع و سنن خواهم کرد
  21. شمارهٔ ۸۱ آمد به برم یار و شبیخون آورد
  22. شمارهٔ ۸۲ آن روز نگر که جان کم تن گیرد
  23. شمارهٔ ۸۳ سودای تو دست در گریبانم زد
  24. شمارهٔ ۸۴ بزمی است که اهل دل چنین جا باشد
  25. شمارهٔ ۸۵ آنرا که سر و دل ملامت باشد
  26. شمارهٔ ۸۶ از دوست مرا وانگری بس باشد
  27. شمارهٔ ۸۷ یک نکته گر از لفظ مقدس باشد
  28. شمارهٔ ۸۸ پیوند حقیقی کشش جان باشد
  29. شمارهٔ ۸۹ می آینه‌ی خاطر رخشان باشد
  30. شمارهٔ ۹۰ بارم که به خُلق و خَلق نیکو باشد
  31. شمارهٔ ۹۱ با ما نه جهنم و نه مینو باشد
  32. شمارهٔ ۹۲ کُنجی که درو گنج الهی باشد
  33. شمارهٔ ۹۳ روزی که مرا از تو جدایی باشد
  34. شمارهٔ ۹۴ کی همچو تو مریم آستینی باشد
  35. شمارهٔ ۹۵ بر من به سر از عمر چنین خواهد شد
  36. شمارهٔ ۹۶ ای عقل چرا زبون دل باید شد
  37. شمارهٔ ۹۷ می‌ترسم از آن خط که جهان در تو کشد
  38. شمارهٔ ۹۸ ای دل سر و کارت ار چه بی‌سامان شد
  39. شمارهٔ ۹۹ این ره روشن مرا ز انفاس تو شد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ می ده که ز جانم رمقی بیش نماند
  41. شمارهٔ ۱۰۱ آن به که ز روزگار نیکی ماند
  42. شمارهٔ ۱۰۲ دروازه‌ی روزگار اگر بربندند
  43. شمارهٔ ۱۰۳ در حلقه عشق هر که را جا کردند
  44. شمارهٔ ۱۰۴ ای یار به تو گر دگری بفرستند
  45. شمارهٔ ۱۰۵ مهر و مه اگر مهر نگینت بوسند
  46. شمارهٔ ۱۰۶ این دم همه کس را نبود تا که زند
  47. شمارهٔ ۱۰۷ آن‌ها که همیشه در قیامت باشند
  48. شمارهٔ ۱۰۸ با ما نه کند مگر از آنها که کند
  49. شمارهٔ ۱۰۹ عشقی که چو عشق ماست نقصان نکند
  50. شمارهٔ ۱۱۰ ناهید زرشک پیرهن پاره کند
  51. شمارهٔ ۱۱۱ هر جا که گدایی و شهی خواهد بود
  52. شمارهٔ ۱۱۲ آن کو ز می شبانه مخمور بود
  53. شمارهٔ ۱۱۳ در فطرت من گر گل و گر خار بود
  54. شمارهٔ ۱۱۴ هرگز دل من ز بخت خشنود نبود

متن اشعار به نقل از گنجور.