پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۲

دروازه‌ی روزگار اگر بربندند

و اجزای زمین به آسمان بربندند

برمی‌دهد از مهر زمین دل من

تا روز اجل که آیم از سر بندند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ای یار به تو گر دگری بفرستند
  2. شمارهٔ ۱۰۵مهر و مه اگر مهر نگینت بوسند
  3. شمارهٔ ۱۰۶این دم همه کس را نبود تا که زند
  4. شمارهٔ ۱۰۷آن‌ها که همیشه در قیامت باشند
  5. شمارهٔ ۱۰۸با ما نه کند مگر از آنها که کند
  6. شمارهٔ ۱۰۹عشقی که چو عشق ماست نقصان نکند
  7. شمارهٔ ۱۱۰ناهید زرشک پیرهن پاره کند
  8. شمارهٔ ۱۱۱هر جا که گدایی و شهی خواهد بود
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.