پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۸۱

آمد به برم یار و شبیخون آورد

بر دست گرفته جام گلگون آورد

گفتم که مگر به خویشتن باز آیم

یکباره مرا زخویش بیرون آورد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸۳سودای تو دست در گریبانم زد
  2. شمارهٔ ۸۴بزمی است که اهل دل چنین جا باشد
  3. شمارهٔ ۸۵آنرا که سر و دل ملامت باشد
  4. شمارهٔ ۸۶از دوست مرا وانگری بس باشد
  5. شمارهٔ ۸۷یک نکته گر از لفظ مقدس باشد
  6. شمارهٔ ۸۸پیوند حقیقی کشش جان باشد
  7. شمارهٔ ۸۹می آینه‌ی خاطر رخشان باشد
  8. شمارهٔ ۹۰بارم که به خُلق و خَلق نیکو باشد
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.