پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۷۰

جل صبح خمیر خاک آدم که سرشت

زان قوم نیم که ترسم از دوزخ زشت

بیهوده چه غم خورم که معلومم نیست

تا بر سر من در ازل ایزد چه نوشت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۷۲ای مطلع آفتاب رخشان، رایت
  2. شمارهٔ ۷۳ایزد به تو زینت جهانبانی داد
  3. شمارهٔ ۷۴هر دم زدنی فلک دگرگون گردد
  4. شمارهٔ ۷۵هر لحظه دمم غمت فرو می‌بندد
  5. شمارهٔ ۷۶هر کز تو برید، کی کجا پیوندد؟
  6. شمارهٔ ۷۷ما را غم تو زیر و زبر می دارد
  7. شمارهٔ ۷۸ای شمس سرت میل به پستی دارد
  8. شمارهٔ ۷۹جانست شراب ترک جان نتوان کرد
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.