پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۹۶

ای عقل چرا زبون دل باید شد

مفتون بت چین و چگل باید شد

آن روز مرا بزیر گل باید شد

کز روی محققان خجل باید شد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹۸ای دل سر و کارت ار چه بی‌سامان شد
  2. شمارهٔ ۹۹این ره روشن مرا ز انفاس تو شد
  3. شمارهٔ ۱۰۰می ده که ز جانم رمقی بیش نماند
  4. شمارهٔ ۱۰۱آن به که ز روزگار نیکی ماند
  5. شمارهٔ ۱۰۲دروازه‌ی روزگار اگر بربندند
  6. شمارهٔ ۱۰۳در حلقه عشق هر که را جا کردند
  7. شمارهٔ ۱۰۴ای یار به تو گر دگری بفرستند
  8. شمارهٔ ۱۰۵مهر و مه اگر مهر نگینت بوسند
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.