پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

رباعیات

شمارهٔ ۶۱

کفر از سر زلفین تو در عین حق است

گل از رخ زیبای تو اول ورق است

از مشک ختا لاف مزن گر بینی

کز بوی عرقچین تو چین در عرق است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۳تشنیع که می زنند بر من چهار است
  2. شمارهٔ ۶۴خودبین چه کند چون نظرش کوتاه است
  3. شمارهٔ ۶۵در هر دوری عاشق و معشوقی هست
  4. شمارهٔ ۶۶گویند به من که چونی و حالت چیست
  5. شمارهٔ ۶۷بس خلق که بر آمده (و) رفته گریست
  6. شمارهٔ ۶۸من مستم و مستی من از بی خبریست
  7. شمارهٔ ۶۹دیر آمد و زود برفت و ما را بگذاشت
  8. شمارهٔ ۷۰جل صبح خمیر خاک آدم که سرشت
همه‌ی رباعیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.