پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

بیمار عشق را چه مداوا کند طبیب

تعلیم عاقلانه مده گو مرا ادیب

ما توبه در مقابل عصیان نیاوریم

تمکین عاقلان ز مجانین بود عجیب

زنّار اگر ببندم و ساکن شوم به دیر

ماییم و عشق و هرچه اشارت کند حبیب

در دین توبه مذهب ما هیچ فرق نیست

از طیلسان ملت اسلام بر صلیب

آری تو بر مراتب ابداع طالبی

اما تو را نصیب نکردند از آن نصیب

احول به هیچ وجه نبوده ست راست ببین

زین پیش گفته اند که اعما بود غریب

با مدعی بگوی نزاری که روی دوست

پوشیده نیست الّا بر دیده ی رقیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹ای شب هجران تو روز حسیب
  2. شمارهٔ ۹۰ای باغبان سماع کن آواز عندلیب
  3. شمارهٔ ۹۱ز من سرگشته در کویِ خرابات
  4. شمارهٔ ۹۲چون لبت مصرکی خیزد نبات
  5. شمارهٔ ۹۳یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
  6. شمارهٔ ۹۴گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات
  7. شمارهٔ ۹۵ما را ز عشق کی بود ای دل به جانت نجات
  8. شمارهٔ ۹۶صبح دم خیز من النوم الصّلات
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.