پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

به وعده مده بیش از اینم فریب

که نازک دلان را نباشد شکیب

تو را هر چه می بینم از خوی تو

نمی بینم الّا ستیز و عتیب

جفا بر اسیران بی دل کنند

ولیکن هم آخر به حد و حسیب

اگر دل به دل می رود باک نیست

میان دو یک دل نباشد حجیب

به پای طلب در بیابان عشق

محلی ندارد فراز و نشیب

عنان چون بدادی نزاری ز دست

مگر پای داری کنی چون رکیب

به تسلیم در قلزم عشق رو

مدار از نهنگ ملامت نهیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰ای باغبان سماع کن آواز عندلیب
  2. شمارهٔ ۹۱ز من سرگشته در کویِ خرابات
  3. شمارهٔ ۹۲چون لبت مصرکی خیزد نبات
  4. شمارهٔ ۹۳یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
  5. شمارهٔ ۹۴گرم زمانه دهد از بلای عشق نجات
  6. شمارهٔ ۹۵ما را ز عشق کی بود ای دل به جانت نجات
  7. شمارهٔ ۹۶صبح دم خیز من النوم الصّلات
  8. شمارهٔ ۹۷چون دردمند به حیّ علی الصّلات
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.