پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات

خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا

یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات

خواهد که احتراز کند از بلا خرد

لیکن به قولِ او نکند عشق التفات

دانم که احتمالِ مواعید واجب است

آری ولی نه صبر پدیدست و نه ثبات

تا بر بساط عشق نشستم بدیده ام

خود را به پایِ پیلِ غمت گشته شاه مات

تا آخرین نفس که به گرداب می رود

امّید منقطع نکند غرقه از نجات

ای رویِ خوبت از درِ بغداد خوب تر

یک غمزه کز دو دیده ی من می رود فرات

نقشِ رخِ تو گر سویِ هندوستان برند

دیگر کسی صنم نپرستد به سومنات

اسلامیان اگرچه به احکامِ مفتیان

جایز نمی کنند به بت خانه در صلات

گر هیچ روزی از درِ بت خانه بگذری

در پایت افتد از سر عِزّی تمام لات

هستم به اختصاص مپندار نیستم

مستظهر از عنایتِ شاهِ شریف ذات

آری به شرطِ محبّت ترا به حق

بر عضو عضوِ من توجّه شود زکات

بر هر دو چشم گرد گیرد و گردن نهد به طوع

خطِّ تو گر به خونِ نزاری کند برات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵ما را ز عشق کی بود ای دل به جانت نجات
  2. شمارهٔ ۹۶صبح دم خیز من النوم الصّلات
  3. شمارهٔ ۹۷چون دردمند به حیّ علی الصّلات
  4. شمارهٔ ۹۸گر گذر کردی بتِ ما بر دیارِ سومنات
  5. شمارهٔ ۹۹دوستان با جگرِ تشنه رسید آب حیات
  6. شمارهٔ ۱۰۰یاد باد آن شب که خوش کردم شبت
  7. شمارهٔ ۱۰۱دوش برقع ز روی باز انداخت
  8. شمارهٔ ۱۰۲مبصّری که تواند خس از گهر بشناخت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.