پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۳

هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود

خود هیچ هفته نیست که عاشق نمی شود

چندان که پند می دهمش تا شود صبور

البتّه ناشکیب موافق نمی شود

چندان که بیش تربیت و جهد می کنم

باری برون ز پیشِ عوایق نمی شود

این یک دقیقه هست که کس در زمانه نیست

تا مبتلا به قیدِ علایق نمی شود

یک نکتۀ دگر که پسندِ سلوک نیست

هر کو جهان نمایِ خلایق نمی شود

وین مشکل است نیز که طالب به هیچ وجه

خرسند بر نصیبۀ سابق نمی شود

عذرا نمی شود ز بلا هیچ کس برون

تا قیدِ دامِ عشق چو وامق نمی شود

القصّه خرقه پوش نباشد چو بایزید

تا پس روِ ولایتِ صادق نمی شود

مردانه برشکن ز دو عالم نزاریا

دنیا و دین حجابِ محقّق نمی شود

از گوشت پاره ای چه شکایت کنی مگوی

هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۵از یارِ خشم کرده نشانم که می دهد
  2. شمارهٔ ۵۷۶آهِ ندامت ز شیخ وشاب بر آید
  3. شمارهٔ ۵۷۷قیامت از جهان باری برآید
  4. شمارهٔ ۵۷۸آخر شبِ جدایی روزی مگر سرآید
  5. شمارهٔ ۵۷۹هیچ باشد که سفر کردۀ ما بازآید
  6. شمارهٔ ۵۸۰نشسته ام مترصّد که یار باز آید
  7. شمارهٔ ۵۸۱زهی مراد اگر از دست رفته بازآید
  8. شمارهٔ ۵۸۲آن بر شکسته از ما باشد که باز آید
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.