پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

کی به عشق افسرده اولی کی بود

خام را این سوز یعنی کی بود

گر ترا عین الیقین حاصل شود

با منت من بعد معنی کی بود

عقل را در آفتاب امتحان

طاقت نور تجلی کی بود

خویشتن بینی و لاف معرفت

هر دو با هم این چه معنی کی بود

نور شمع و ظل شب در خاصیت

مختلف در چشم اعمی کی بود

تا نگیرد ترک استحرام لاف

رجعت مولی به مولی کی بود

منکران را طاقت اقرار نیست

در اوابی هم خودآری کی بود

هر عصایی نیل نتواند کشافت

هر شبانی حد موسی کی بود

کی بود سوز نزاری خام را

در یهودا صدق عیسی کی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶مرا که خون دل از دیده همچو آب رود
  2. شمارهٔ ۵۶۷هیچم غم تو از دل پر خون نمی‌رود
  3. شمارهٔ ۵۶۸ای دل به اختیار تو کاری نمی رود
  4. شمارهٔ ۵۶۹قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سود
  5. شمارهٔ ۵۷۰قضا ز عشق چو نازل شود گریز چه سود
  6. شمارهٔ ۵۷۱چون نه با مایی اگرچه خاص ما رایی چه سود
  7. شمارهٔ ۵۷۲ما را نه ممکن است که از تو به سر شود
  8. شمارهٔ ۵۷۳هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.