پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

یارب به عفو توست امید نجات ما

بپذیر عذر و در گذر از سیئات ما

اِرحم به فضل خود که ندارد تعلقی

الا به رحمت تو حیات و ممات ما

گر نه به حب آل نبی ممتلی بود

ناید به هیچ کار نفوس و ذوات ما

بر هرزه از عدم به وجود آمدیم نی

سرّی بود هر آینه هم در حیات ما

مولود ما ز نطفة امرست در وجود

ولدان به اصل باز برند امهات ما

دام غرور بر گذر ما نهاده اند

رای و قیاسِ منقلب بی ثبات ما

فریاد ما ز رای و قیاس محال ماست

نه نه قیاس و رای نه، عزی و لات ما

بست ها که در مخیلة ما مصورند

در سومنات نیست زهی ترّهات ما

شاید اگر چو لات پرستان لقب نهند

بت خانة مخیله را سومنات ما

پنجاه سال بی هده گفتی نزاریا

وز صد یکی هنوز نگفتی صفات ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵خیز ای غلام باده درافکن به جام ما
  2. شمارهٔ ۵۶جای گنج است کنج خانهٔ ما
  3. شمارهٔ ۵۷اگر آدم نیفتادی برون ازجنت مأوا
  4. شمارهٔ ۵۸مرا دلی ست ز تیمار بی دلی در وا
  5. شمارهٔ ۵۹کار ما بیرون شد از ساز و نوا
  6. شمارهٔ ۶۰گذشت بر سرم از دست دل قیامت‌ها
  7. شمارهٔ ۶۱بسیار عمرها و بسی روزگارها
  8. شمارهٔ ۶۲جام پر جان کن بیاور ساقیا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.