پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

نظر از جانب ما کن زکات زندگانی را

دلی ده باز ما را صدقة جان و جوانی را

به بوسی از سرم کردن توانی دفع صفرا را

به بویی از دلم بردن توانی ناتوانی را

چه بادش گر به دلداری دمی با بی دلی داری

نصیحت گوش کن عادت مکن نامهربانی را

به دندان می کنم دست از خلافِ وعده های تو

نباشد اعتبار الحق حدیث سر زبانی را

به جان و دل فرود آمد بلای عشق تو ناگه

نگرداند کسی از خود بلایِ آسمانی را

دل از من بستدی آری دل و جانم فدای تو

تفاوت در دلی دادن چه حاجت یار جانی را

نزاری گر به زاری خاک شد بر آستان تو

نباشد اعتباری چارچوب استخوانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱خنک دلی که زمام رضا دهد به قضا
  2. شمارهٔ ۵۲ما همانیم که بودیم و ز یادت به وفا
  3. شمارهٔ ۵۳یارب به عفو توست امید نجات ما
  4. شمارهٔ ۵۴ما برفتیم و تو دانی و دل غم خور ما
  5. شمارهٔ ۵۵خیز ای غلام باده درافکن به جام ما
  6. شمارهٔ ۵۶جای گنج است کنج خانهٔ ما
  7. شمارهٔ ۵۷اگر آدم نیفتادی برون ازجنت مأوا
  8. شمارهٔ ۵۸مرا دلی ست ز تیمار بی دلی در وا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.