پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۶

نه صبر ماند مرا بی تو نه شکیبایی

خدات خصم اگر بر دلم نبخشایی

به گردِ کوی تو عمری‌ست تا همی گردم

به بویِ وصل تو چون بلبلانِ شیدایی

ز بی‌خودی صنما گرد کوی در به درم

به شکل و شیوه ی دیوانگان هر جایی

خیالِ رویِ تو تا هم‌نشینِ دل گشته‌ست

در انتظارِ تو خو کرده‌ام به تنهایی

چه‌گونه عشقِ تو پنهان کنم ز خلقِ جهان

که در میان ظریفانِ دهر پیدایی

همی کنند ملامت مرا که ترکش گیر

به ترکِ دوست نگویم دگر چه فرمایی

هزار بار پدر پیش ازین نصیحت کرد

نداشت سود همان در سرست رعنایی

در آرزویِ تو خواهد رسید جان به لبم

اگر ز لعلِ لب آبِ حیات نگشایی

چو من بمیرم با تو وصیّتم این است

که گه گهی به زیارت به تربتم آیی

کمر ببست نزاری برای خدمت دوست

چو بندگانِ دگر بر درش به مولایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۸دلم را دیده‌ام روز جایی و عجب جایی
  2. شمارهٔ ۱۳۶۹ندارم محرمِ رازی که پیغامی برد جایی
  3. شمارهٔ ۱۳۷۰نوشته یافتم رمزی به خطِّ خوب بر جایی
  4. شمارهٔ ۱۳۷۱خاطرم باز به جایی شد و مشکل جایی
  5. شمارهٔ ۱۳۷۲محرمی کو که پیامی برد از من جایی
  6. شمارهٔ ۱۳۷۳صبا گر توانی گذر کن به جایی
  7. شمارهٔ ۱۳۷۴فراق اگر چه مرا می‌کشد به دردِ جدایی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۵شبِ وصال نبردم گمانِ روز جدایی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.