پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۳

به بوسه ای چه شود گر مضایقت نکنی

چو گویمت که بده قصد دادنت نکنی

کرامت است اگر بر هلاک من صبری

به کار داری و چندین مبالغت نکنی

چرا به یک دو سخن التفات ننمایی

چرا به یک دو قدح می مواقفت نکنی

سرد اگرچه فرو ناید و دلت باشد

به ما ولی چه شود گر موافقت نکنی

جفا و جور و ستم می کنی و شاید اگر

بر این سه قاعد ی بد مداومت نکنی

کم از جواب سلامی بدین قدر نسزد

که با نزاریِ مسکین معاونت نکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۵دل میبری به غارت و شلتاق می کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۳۶زان خوشه نغوله که آونگ می کنی
  3. شمارهٔ ۱۳۳۷دریغ چون تو نگاری به دست اهرمنی
  4. شمارهٔ ۱۳۳۸بر آواز چنگ و رباب و دف و نی
  5. شمارهٔ ۱۳۳۹به جان نزدیکِ جانانم مسافت گرچه کوته نی
  6. شمارهٔ ۱۳۴۰ای گر درآید از درم سرمست یار قاینی
  7. شمارهٔ ۱۳۴۱ای ملامت گر اگر شاهدِ ما را بینی
  8. شمارهٔ ۱۳۴۲تا به کی عجب و شرک و خود بینی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.