پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

روز ازلم بود به نابود نهفتند

در ضمن زیان کاری من سود نهفتند

آن روز که می زاد مرا مادر گیتی

در هفت فلک اختر مسعود نهفتند

در مصطبه جو علم، که نور خرد ما

از شمع شب مدرسه در دود نهفتند

احوال حقیقت همه در سر مجازست

در سجده بت طاعت معبود نهفتند

می نوش که آن روز که شد توبه اجابت

ذوق اثر از نغمه داوود نهفتند

نبود عجب ار کور شود دیده حاسد

زهرش به نگاه حسدآلود نهفتند

آن آتش جان سوز که شد باغ براهیم

تاب و تف از آن در دل نمرود نهفتند

معلوم نشد شعبده چرخ «نظیری »

دیر آمده ام در نظرم زود نهفتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰کمال عاشقی حیرانی دیدار می‌آرد
  2. شمارهٔ ۱۷۱آن را که قبول تو خریدار نباشد
  3. شمارهٔ ۱۷۲دوشینه سرودی دل افگار برآورد
  4. شمارهٔ ۱۷۳نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
  5. شمارهٔ ۱۷۴ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد
  6. شمارهٔ ۱۷۵جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد
  7. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
  8. شمارهٔ ۱۷۷باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.