پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد

جنون ز سایه ابر بهار می‌خیزد

به روی یار نگه، رشحه بیز می‌افتد

ز زلف یار شکن قطره بار می‌خیزد

سحاب دلشده در کوهسار می‌گردد

غزال شیفته از مرغزار می‌خیزد

به دستگیری عشاق ناتوان احوال

ز زیر هر شجری صد نگار می‌خیزد

تنی که رفت ز پا بر عذار می‌غلتد

سری که رفت ز دوش از کنار می‌خیزد

نه از وصال ملولان ملول می‌گیرد

نه از فراق حریفان خمار می‌خیزد

سماع رندی و گلگشت لذتی دارد

که پادشه ز سر اعتبار می‌خیزد

همین که طایر فرصت رسید صیدش کن

که صیدافکنش از هر کنار می‌خیزد

همین که قسمت خود یافتی غنیمت دان

که از کمین گه شیران شکار می‌خیزد

درین هوا در خلوت حکیم نگشاید

که هوش می‌رود و اختیار می‌خیزد

جهان خوش است «نظیری » قلم به جلوه درآر

که گلشکر ز سر نوک خار می‌خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
  2. شمارهٔ ۱۷۷باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
  3. شمارهٔ ۱۷۸وقت شد سبزه فرش در پیچد
  4. شمارهٔ ۱۷۹هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند
  5. شمارهٔ ۱۸۰باعث راندنم از بزم بجز عار نبود
  6. شمارهٔ ۱۸۱محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
  7. شمارهٔ ۱۸۲دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
  8. شمارهٔ ۱۸۳کسی که تشنهٔ وصل است با کوثر نمی‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.